زمانی فاحشه ای در شهری بود که تبحر خاصی در ارضای مردان داشت
میگفتند مردی که در شهر مشهور به دیر ارضایی بود پیش او رفت و یک دقیقه بیشتر نتوانست دوام بیاورد
فاحشه یک اسطوره بود
سنبل شهوت
پروردگار مردان
الگوی زنان
او خاص بود
متنوع بود
او سوراخی سحر آمیز داشت
سوراخی به روی سرزمین عجایب
اما فاحشه هیچوقت در زندگیش ارگاسم را تجربه نکرده بود
نه هیچ مردی حتی خودش هم ناتوان بود در این کار
روزی او را در اتاقش یافتند
زن بیچاره خودکشی کرده بود
لوله اسلحه شکاری را در آلت زنانه اش فرو کرده و شلیک کرده بود
رحم و مغز و قلبش به سقف پاشیده بود
بدنش تکه تکه شده بود
از کمرش تا نوک انگشتان پایش فقط سالم مانده بود
پزشک خم شد و نگاهی به درون سوراخ افسانه ای انداخت
سالم و بدون نقص بود
دکتر قسمت سالم بدن فاحشه را به آزمایشگاه برد
تا صبح مشروب خورد و و پاهای بی جان و کبود زن را زیر بغلش گذاشت و سوراخ را گایید
آنقدر این کار را کرد تا از آلتش به جای اسپرم خون بیرون میامد
پزشک به جنون رسیده بود و علاوه بر آلتش دست و پایش را هم داخل واژن فاحشه میکرد تا جاییکه که توسط آلت-فاحشه-مرحوم بلعیده شد و پزشک هیچوقت پیدا نشد
به دستور شهردار نیمه بدن فاحشه را با حفاظت شدید در میدان شهر گذاشتند به عنوان نمادی مقدس
روزها مردم همه به دور میدان حلقه میزدند و در برابر سوراخ سجده میکردند و مناسک خاصی را انجام میدادند
و شبها صدای تیر اندازی درشهر طنین افکن بود
سربازهای محافظ مردمی که برای لمس و دست درازی به سوراخ به میدان حمله میکردند را با تیر هدف قرار میدادند
هر شب تعداد زیادی کشته میشدند
کشته ها را به سوراخ تقدیم میکردند تا آنها را ببلعد
مردها دیگر علاقه ای به همبستری با همسرهایشان نداشتند
فکر آن آلت-زنانه ی بی جان در وسط میدان شهر همشان را دیوانه و مدهوش کرده بود
بعضی از مردان آلتهای خود را میبریدند و به پیشگاه سوراخ فاحشه تقدیم میکردند
اینها مردانی بودند که بسیار در شهر بهشان احترام میگذاشتند و به آنها خادمان پروردگار میگفتند
زنها وحشیانه سوراخ را میپرستیدند
آلت زنانه را مادر بشریت میدانستند
دیگر زاد و ولدی نبود
هر شب مردمی در راه رسیدن به سوراخ فاحشه کشته میشدند
عده ای خود را قربانی میکردند
عده ای مادرشان را سر میبریدند برایش
عده ای فرزندانشان را
آوازه پروردگار جدید در کل کره زمین پیچیده بود
از همه جا قربانیانی برایش آورده میشد
سوراخ میبلعید
میبلعید
آلتهای مردانه
بچه ها
زنها
مردها
آپارتمانها
برجها
راهها
کوهها
دریاها
آن سوراخ سحر آمیز-کچک همه چی را بلعید
کره زمین
سیارات
کهکشانها
و حتی فوتونهای نور را
سوراخ فاحشه کائنات را بلعید
و هستی در همان سوراخ کوچک معنی و تجلی میافت در دوردستی بینهایت بیکران از نیستی
+ نوشته شده توسط بیگانه در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 و ساعت
6:7 |