نمیدانم کدام سخت تر است

بدانی احمق هستی

یا اینکه دیگران به چشم احمق به تو نگاه کنند

اما یک روز از این روزهایی که همینطور دارند میگذرند

من هر دوی اینها را هم زمان تجربه کردم

اما یادم است چهره ام آرام بود و یک لبخند از آن لبخندهایی که  هزاران کلمه درشان نهفته است بر لبم بود

یادم هست مدتی گذشت

کم کم فراموش کردم احمقم و دیگران به چشم احمق نگاهم میکنند

و به ادامه حماقتم پرداختم