streets of philadelphia

دوست دارم زمانی پیش بیاید که در یک شب سرد در خیابانهای فیلادلفیا قدم بزنم و تا آخر عمرم این آهنگ را با خودم زمزمه کنم در حالی که در یکی از جیب های پالتویم منبعی بینهایت از سیگار است و در جیب دیگر فندکی که هیچگاه بنزینش تمام نمیشود

I was bruised and battered, I couldn't tell what I felt.
I was unrecognizable to myself.
I saw my reflection in a window, I didn't know my own face.
Oh brother are you gonna leave me wastin' away
On the Streets of Philadelphia.

I walked the avenue, 'til my legs felt like stone,
I heard the voices of friends vanished and gone,
At night I could hear the blood in my veins,
Black and whispering as the rain,
On the Streets of Philadelphia.

Ain't no angel gonna greet me.
It's just you and I my friend.
My clothes don't fit me no more,
I walked a thousand miles
Just to slip this skin.

The night has fallen, I'm lyin' awake,
I can feel myself fading away,
So receive me brother with your faithless kiss,
Or will we leave each other alone like this
On the Streets of Philadelphia

کثافت

تو شهری خاموش

آدم ها مثل هم هستند

تو شهری که تشعشعات کینه و نفرت بیرون میده

آدمهاش درگیر روزمرگیهاشون هستد

تو این جنگل پر از دود و ماشین

طلوع و غروب آفتاب هم رنگ خودش رو از دست داده

تو این دشت پر از مار و مارمولک

عقاب پیر در آشیانه اش در بلندترین نقطه کوهستان انتظار مرگ میکشه،کاری نمیکنه

تو این جامعه

مردم دارن چیزهایی که به خوردشون داده شده رو بالا میارن

غافل از اینکه روده و معده و کلیه و مثانه هاشون رو هم دارن بالا میارن

درختهای باغ آفت زده هستند

موریانه زدشون

پوک شدند،پوک

اینجا کسی سیب و گندم و هلو نمیکاره

اینجا پول میکارند درخت پول در میاد

اینجا جوون هاش یا احمقند یا افسرده یا جنایتکار

اینجا کسی فرقی بین خودش و حیوون قائل نیست

اینجا هر چیزی را میشه توجیح کرد

اینجا را کثافت برداشته