درختان کاج
تو یکی از این شبها
یکی از این شبهای برفی که آسمون به سرخیه خون من و تو هستش
به دور از همه بالا و پایینهای زندگی با تو قدم میزنم
بدون این که به چیزی فکر کنم
یک مدیتیشن مقدس
با گرمای دستان تو
با بوی عطر توبا صدای قدم هایمان بر روی برف دست نخورده
عزیزم بیا همه خرت و پرت هایی که توی ذهنمون کردند را برای لحظه ای دور بریزیم
چشمانمان را باز کنیم
تا ببینیم که فقط من و تو هستیم در زیر این درختان کاج سفید پوش
در حیاط خلوت دنیای زیبای خودمان
بدون محدودیت
بدون مرز
برای یک حس مشترک
برای هم
و به وسعت تمام کاج هایی که در دنیایمان کاشته ایم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۹ ساعت 3:40 توسط بیگانه
|