ارضا شدن
میگویند زمان میگذرد
زمان چه معنایی دارد؟
این گذر عقربه ها یا چی؟
من درکی ندارم از حرفهای شما
حالا من آرومم
حالا من واکنش نشان میدهم
واقعا چقدر زندگی بیهوده است
چقدر هم زیاد
من هنوز آرومم
منتظر چیزی نیستم مانند کودکیم
ما فکر میکنیم
ما خواب میبینیم
و حالا خوابها رنگی میشوند و فکرها واقعی تر
مثل فرزندان یک کشور کمونیستی ما آزاد شده ایم و کم کم راه خودمان را پیدا میکنیم
و من چه خودخواهدانه راه خودم را میروم
چه خودخواهانه من حسهای متفاوت را میخواهم
زبانهای مختلف و بدنهای متفاوت
حرفهای رنگی من بو میدهند
همه ما دنبال چیزهایی هستیم که میخواهیم
چیزهایی که باید داشته باشیم
این است آخرش؟
رسیدن و ارضا شدن؟
آره این است آخرش
رسیدن و ارضا شدن