متال(قسمت دوم)

یک پیشنهاد خوبی احسان در قسمت قبلی داده بود که یه ذره به فلسفه وجودی متال بپردازیم.مسلما متال صدای دیستروشن گیتار الکتریک نیست و اون صدا فقط یک وسیله برای بیان آنچه موسیقی متال میخواهد بگوید هست.متال به طور خلاصه موسیقی اعتراض و شکستن عادت است.این فلسفه در همه بخش این موسیقی عینیت پیدا میکند.نوازندگان متال در ابتدای شکل گیری سبک برای آنکه عادتهای مسخره و دست و پاگیر موسیقیدانان گذشته را بشکنند کارهای زیادی انجام دادند.مثلا اگر قبل از آن نوازندگان پاپیون و کراوات زده با شلوار پارچه ای و سر وصورت مرتب بر روی صحنه حاضر میشدند نوازندگان متال موهای خود را بلند کردند و با لباس های نا متعارف و حرکات عجیب غریب به اجرا پرداختند.این به این معنی نیست که آنها انسانهای محترمی نبودند.خیر آنها فقط فلسفه ای را گسترش میدادند که راه حلی برای بخش عمده بدبختی ها و فلاکت انسانهاست.آنها تابوها و عادتها را میشکستند.به جنگ اعتراض میکردند.به فاشیست,دیکتاتوری و خرافات دینی اعتراض کردند.آهنگهای زیادی در اعتراض به جنگ جهانی دوم ساختند.اما همیشه کسی که واقعیت را بگوید سرش را زیر آب میکنند.مفاهیم مطرح شده در این موسیقی بیشتر از همه دست کثیف سیاستمداران را باز میکرد.از آنجا بود که بیشترین حملات را به موسیقی متال کردند تا آن را نابود کنند.به آزی آزبورن وکالیست توانمند بلک سبث بر چسب شیطان پرستی زدند(در دهه 70) و او را به دادگاه کشاندند.تمام تلاششان را کردند تا متال را یک موسیقی شیطانی و کسانی که در این سبک فعالیت میکنند را انسانهایی اراذل و اوباش و بی دین جلوه بدهند.یکی دیگر از راهکارها سیاستمداران پاپوش درست کردن برای این سبک بود.با هزینه های دولتی گروههایی که مانند قارچ سمی رشد میکردند را تشکیل دادند.این گروهها هیچ جا اسمشان را نخواهید شنید چون از نظر تکنیکی چیزی برای عرضه نداشتند و فقط مختص زمان خودشان بودند.اینها با به آهنگ درآوردن اشعار وقیح و زشت و به دور از فلسفه اصلی متال توانستند اذهان عده قابل توجهی از عوام را از این موسیقی برگردانند.هر چند امروزه دیگر نیازی به این هزینه ها نیست.
متال یک موسیقی اصیل غربی محسوب میشود که از سبک hard rock انشعاب پیدا کرده است و تکنیکیترین موسیقی جهان محسوب میشود(ویکی پدیا).در سبک متال در نوازندگی بیشتر توجه به نواختن دقیق و مو به مو از روی نت است.در این سبک مخصوصا در قسمت ریتمها حس(touch) نوازنده نقش چندانی ندارد هر چند در سولو و ملودی زدن touch بالای نوازنده لازم است اما در مقابل مثلا موسیقی بلوز این حس خیلی کمتر نقش دارد.
در قسمت بعدی روند معرفی آهنگهای شاهکار را ادامه خواهم داد.
_____________________________________________________________________________
پ.ن:در مورد ورود مفاهیم شیطان پرستی و مطالبی در ستایش قدرت و نفی اخلاق و هنجارشکنیهای غیر لازم در موسیقی متال بحث و زمان فراوانی میخواهد که الان واقعا حوصله پرداختن به این مبحث سنگین را ندارم.فقط در این حد بدانید که ورود این مباحث به متال را نمیتوان فقط به دولتهای آن زمان نسبت داد هر چند یکی از اصلیترین عوامل دستهای پشت پرده دولتها بوده است اما این همه ماجرا نیست.باید این مبحث را در صدا شناسی و موسیقی شناسی و تاثیرات روانی که هر یک از سبکهای متعدد متال بر روان انسان به صورت طبیعی میگذارد و تناسب شعر با سبکی که موسیقی نواخته شده و رابطه تابعیت شعر از موسیقی یا موسیقی از شعر نیز جستجو کرد.اگر بخواهیم ریزتر شویم به تاثیرات انواع کوردها بر روح و روان میرسیم که در این زمینه نه اطلاعات من کامل است نه مجالی برای بیانش است.